علاوه بر این، این دوره شامل این گزینه از درآمد یک گواهی تائید شده (VC) از طریق تایید هویت شما و اتمام موفقیت آمیز دوره. VC فراهم می کند به رسمیت شناختن رسمی از دستاوردهای خود را در این دوره و شامل دانشگاه میشیگان آرم. اگر شما ' دوباره با توجه به گرفتن یک VC، شما باید فرآیند تأیید کامل قبل از مصرف امتحان نهایی شما می توانید انتخاب کنید به پرداخت هزینه همراه است قبل یا بعد از امتحان برای کسب اطلاعات بیشتر در رابطه با VCS، به اینجا بروید: .. learner.coursera.help/hc/en آمریکا / مقالات / 201212399-تأیید-گواهینامه
1. خوش آمدید به مذاکره موفق!
از طریق این دوره شما یاد بگیرند و عمل به استراتژی ها و مهارت هایی که شما کمک خواهد کرد مذاکره موفق در زندگی و کسب و کار معاملات شخصی خود تبدیل شده است. پس از تکمیل این ماژول، شما قادر خواهید بود به حالت چهار مرحله کلیدی مذاکره و آنچه شما نیاز دارید به انجام با موفقیت کامل این دوره.
نمایش 6 itemsShow اقلام ماژول به انجمن خوش آمدید مذاکره موفق!
27m 2H
2. آماده: برنامه و استراتژی مذاکره شما
برنامه ریزی برای یک مذاکره - این ماژول در اولین گام در روند مذاکرات متمرکز است. یکی از مولفه های مهم شما یاد بگیرند این است که چگونه برای تکمیل تجزیه و تحلیل مذاکره به شما برای رسیدن به موفقیت.
3. مذاکره: استفاده از تاکتیک های کلیدی برای موفقیت
این ماژول در دو موضوع به ویژه مهم است تمرکز دارد: (1) چگونگی استفاده از قدرت در طول مذاکرات و (2) ابزار روانی که شما می توانید در طول مذاکرات استفاده کنید. نگه داشتن یک کاغذ و قلم دستی، به عنوان شما در آزمایشات چند به عنوان تماشای این فیلم ها شرکت!
4. نزدیک: ایجاد یک قرارداد
مذاکره برای ایجاد یک قرارداد الزام آور - این ماژول در مذاکره طول می کشد که در یک معامله تجاری پس از رسیدن به یک توافق اولیه تمرکز دارد. در میان چیزهای دیگر، شما خواهید آموخت که تصمیم بگیرند که آیا شما نیاز به یک وکیل و یا می تواند به عنوان خود را برای ایجاد قرارداد عمل می کنند. با این حال، فیلم ها باید به عنوان ارائه مشاوره حقوقی تلقی شود.
5. انجام و ارزیابی: بازی پایان
این ماژول در انجام و ارزیابی خود را مورد تمرکز دارد. اگر هر دو طرف انجام به عنوان انتظار می رود، هیچ مشکلی وجود ندارد. به خصوص میانجیگری و داوری - اما اگر آنها موفق به انجام، فرآیندهای حل اختلاف است که ما در این ماژول را پوشش مهم است.
6. تمرین مهارت های مذاکره شما
قرار دادن مهارت های خود را به تازگی توسعه یافته را به آزمون در این ماژول با یک دوست و یا همکار شرکت کنندگان MOOC از بخش دیگری از جهان!
7. امتحان نهایی
هنگامی که شما با موفقیت انجام شد امتحان نهایی، شما با موفقیت به اتمام دوره! زمان تخمین زده برای تکمیل بررسی 75 دقیقه است. شما می توانید بررسی پس گرفتن تا زمانی که شما اعتماد به نفس است که شما را در درک این مفاهیم می باشد.
دقایق اول هر مذاکره را میتوان به دقایق اول یک مسابقه بوکس تشبیه کرد. به محض اینکه زنگ شروع مسابقه میخورد، بوکسبازها از گوشه رینگ حرکت میکنند. هر کدام با حرکات خود دیگری را به مبارزه فرا میخواند. همزمان با حرکتهای رفت و برگشتی دور رینگ، به این فکر میکنند که چه کسی مشت اول را بزند؟ اگر من فکر میکنم که قدرتمندتر هستم، احتمالاً تصمیم میگیرم مشت اول را بزنم. به امیدی که قبل از اینکه حریف فرصت تکان خوردن پیدا کند، مشت من به او اصابت کند. اما نگاه دیگری هم هست. ممکن است من تصمیم بگیرم منتظر بمانم تا حریف مشت اول را بزند. شاید در هنگام زدن مشت، کمی از حالت تعادل خارج شود و قبل از اینکه بتواند تعادل خود را باز یابد، من بتوانم مشت اصلی را به او بزنم.
شروع مذاکره، چیزی شبیه همین بازی است. مذاکرهکنندگان، معمولاً با حرفهای عمومی و خوشایند شروع میکنند. برای یک مذاکره ساده ممکن است این مرحله، سی ثانیه طول بکشد و برای یک مذاکره پیچیده سیاسی، ممکن است روزهای متمادی، به گفتن همین حرفهای عمومی خوشایند سپری شود. اما بالاخره، زمانی میرسد که مذاکره کننده باید تصمیم بگیرد که چه کسی میخواهد شروع کننده باشد. آیا وی میخواهد مذاکره را شروع کند و یا میخواهد منتظر بماند تا طرف مقابل اولین پیشنهاد را مطرح کند. «شروعکننده مذاکره» به سه روش، بر روند و نتیجه مذاکره تأثیر میگذارد:
هر کسی که بحث مذاکره را باز کند، حجم زیادی از اطلاعات را در اختیار طرف مقابل قرار میدهد.
طرف مقابل متوجه خواهد شد که موضع شروعکننده، دوستانه است یا افراطی. و طبیعتاً این فرصت را دارد که موضع وی را در مقابل خواسته خود بسنجد. طرف مقابل همچنین در مورد وضعیت عمومی مذاکره دید مناسبی پیدا خواهد کرد. در بسیاری از مواقع، از نحوه شروع مذاکره میتوان متوجه شد که آیا این مذاکره خیلی سریع به پایان خواهد رسید و یا اینکه مدتها به طول خواهد انجامید.
به محض اینکه درخواست شروع کننده مشخص شد، طرف مقابل میتواند به تعدیل و اصلاح پیشنهاد خود بپردازد.
نفر دوم پس از شنیدن خواسته طرف دیگر، میتواند در صورت نیاز، درخواست نرمتری را مطرح کند، و یا با توجه به شرایط تصمیم بگیرد موضع سختتری را اتخاذ نماید. بدیهی است تعدیل موضعی که هنوز اعلام نشده است، بسیار راحتتر از تعدیل موضعی است که علناً اعلام شده است. تعدیل یک موضع سختگیرانه اعلام شده، و یا سختتر کردن یک موضع منطقی اعلام شده، کاری بسیار دشوار است و میتواند به عصبانیت و یا سردرگمی طرف مقابل در تشخیص استراتژی مذاکره شما منجر شود. بنابراین طبیعی است شما ترجیح دهید شروع کننده نباشید، تا بعداً مجبور به تعدیل موضع خود نگردید.
طرف اولی که مذاکره را شروع میکند، صرفاً موضع خود را مشخص میکند.
اما طرف دوم با اعلام موضع خود، تا حد زیادی نتیجه مذاکره را هم معلوم میکند. اگر فروشندهای برای کالایش، قیمت ۴۰۰۰ تومان را به شما پیشنهاد کرده و شما قیمت ۳۴۰۰ تومان برای خرید پیشنهاد کنید، احتمال بسیار زیاد قیمت نهایی در حوالی ۳۷۰۰ تا ۳۸۰۰ تومان بسته خواهد شد. پس نفر دوم، این شانس را دارد که پیشنهاد خود را به گونهای تنظیم و مطرح کند، که نتیجه مذاکره تا حد خوبی به خواسته وی نزدیک باشد. واقعیت این است که اغلب مذاکرهها چارچوب سادهای دارند و به سه مرحله بسیار ساده محدود میشوند: (۱) شما یک پیشنهاد میدهید. (۲) طرف مقابل، یک پیشنهاد متقابل مطرح میکند. (۳) یکی از طرفین، جملهای میگوید شبیه به اینکه: «خوب. نه حرف من و نه حرف شما. بیایید چیزی را انتخاب کنیم که هر دو راضی باشیم». طبیعی است در مذاکرههایی که چنین ساختار سادهای دارند، نفر دوم بودن میتواند کمک زیادی به تعیین نتیجه مذاکره بکند.
با توجه به توضیحات فوق، نفر دوم بودن در شروع مذاکره در شرایط زیر قابل توصیه است:
* زمانی که حوزه مذاکره برای شما ناشناخته است و موضوعی مورد بحث است که شما هیچ آشنایی قبلی با آن نداشته و یا قبلاً در آن زمینه مذاکرهای انجام ندادهاید.
* زمانی که شما هیچ اطلاعاتی در مورد انتظارات طرف مقابل ندارید و نمیدانید که آنها چگونه پیشنهادی را منصفانه میدانند و یا به چه نتیجهای راضی هستند.
* زمانی که شما از قدرت یا اختیار تعدیل موضع خود برخوردار هستید، ممکن است ترجیح دهید ابتدا موضع طرف مقابل بشنوید و سپس در مورد اتخاذ موضع مناسب تصمیم بگیرید. در حالتی که به شما، اختیارات کافی برای تعیین موضع داده نشده است، ممکن است ترجیح دهید، موضع خود را زودتر از طرف مقابل اعلام کنید.
همیشه هم، دوم بودن خوب نیست. مواقعی وجود دارد که قطعاً به نفع شما خواهد بود که شروعکننده مذاکره باشید:
زمانی که شما در زمینه مورد نظر، دارای اطلاعات کامل و تجربه بیشتر هستید و از قبل میدانید که یک نتیجه منصفانه در چنین مذاکرهای چه خواهد بود. بدیهی است در این حالت بهتر است شما شروع کننده باشید. چون اگر طرف مقابل شروع کرده و در اثر ناآگاهی پیشنهاد نامناسبی روی میز مذاکره قرار دهد، تعدیل کردن آن بسیار مشکل خواهد شد.
زمانی که شما طرف مقابلتان را به خوبی میشناسید و از خواستهها و خلق و خوی وی اطلاع دارید.
زمانی که میخواهید این حس را ایجاد کنید که از موضع مستحکمی برخوردار هستید و دقیقاً میدانید چه میخواهید.